گرچه در سال 1987 وضع قیمت*های نفت، هنگامی که اوپک برای اولین*بار سیستم سهمیه*بندی را برقرار کرد، تاحدود کمی بهبود پیدا کرد، اما در سال*های بعد به*دلیل پایین بودن قیمت نفت و عدم رعایت سهمیه توسط برخی از اعضای اوپک، وضع قیمت*های نفت بهتر نشد. به*خصوص کویت سیاست خودخواهانه*ای در بالابردن میزان تولید خود در پیش گرفت.
عصرنفت/ انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، به مدت 6 ماه جریان انتقال 3.5 میلیون بشکه نفت در روز را از خاورمیانه متوقف ساخت و متعاقباً سال بعد، دومین افزایش قیمت جهانی نفت را سبب شد. این حوادث که مهم*تر و فراتر از تحریم نفتی اعراب در سال 1973 بود، وابستگی مشکل*ساز آمریکا به نفت خاورمیانه را بیش از پیش مشخص ساخت. گرچه به*موجب «دکترین کارتر» با هر نیرویی که خیال تهدید آمریکا در خلیج*فارس را در سرداشت به شدت مقابله می*شد، اما از نظر عده زیادی، منطقه*ای که وسیله تضمین امنیت انرژی بود ـ واردات نفت از خاورمیانه ـ به یک جام زهر تبدیل شده بود که درنهایت، مسمومیت منافع آمریکا و به*خصوص منافع بلندمدت آن کشور در حمایت از اسرائیل را سبب می*شد. خلاصه آنکه آمریکا اکنون می*بایستی حمایت اسرائیل را با نیاز خود به نفت معامله می*کرد.
نگرانی از آسیب*پذیری عرضه نفت از خلیج*فارس، با شروع جنگ ایران و عراق در اکتبر 1980، و هنگامی که عرضه نفت مجدداً دچار وقفه گردید بیش*تر شد؛ این*بار جریان انتقال نفت از این منطقه به مدت سه ماه و به میزان 3.3 میلیون بشکه در روز متوقف شد. در مقابل چنین وضعیتی «ملوین کونانت» مشاور عالی دولت در امور روابط با «ا**ون» و دستیار رئیس سازمان اطلاعات انرژی در امور بین*المللی در دوران بحران نفتی 1974- 1973 اولین گزارش جامع تحلیلی خود را در مورد مشکلات «امنیت انرژی» آمریکا در سندی که شورای امنیت روابط خارجی تهیه آن را به*عهده گرفت، منتشر کرد. ازجمله اقداماتی که «کونانت» بسیار مهم و فوق*العاده اساسی در مورد آن بحث کرده بود کاهش وابستگی به خلیج*فارس است.
«کونانت» در گزارش خود همچنین استدلال می*کند: کوشش در نیمکره غربی برای انرژی، از طریق ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان در کانادا، مکزیک و ونزوئلا با بازار ایالات*متحده، کمک بزرگی برای تحقق این هدف است. او همچنین می*گوید: «منافع آمریکا علناً در این است که عرضه از کشورهای مذکور به حداکثر برسد.» در این زمینه «کونانت» پیشنهاد رئیس*جمهور ریگان را در مورد «معاهده آمریکای شمالی» (این معاهده در سال 1993 تحت*عنوان منطقه آزاد تجاری شمال آمریکا ـ نفتا ـ پا به*عرصه وجود گذاشت) مورد ستایش قرار می*دهد که هدف آن یکپارچه ساختن اقتصاد انرژی ایالات*متحده، کانادا و مکزیک بوده است. نویسنده این گزارش معتقد است باید از ونزوئلا هم دعوت شود تا در مورد آثار و نتایج مشارکت خود در این ترتیبات منطقه*ای بررسی کند.
درحال حاضر بگذارید میزان موفقیت ایالات*متحده را، در متنوع ساختن منابع واردات نفتی برای کاهش وابستگی به نفت خلیج*فارس، مورد بررسی قرار دهیم. کل واردات نفت ایالات*متحده در فاصله سال*های 1985- 1980 از 6.4 میلیون بشکه در روز به 3.4 میلیون بشکه در روز رسید، این هم تا اندازه*ای نتیجه کاهش فعالیت*های اقتصادی به*دلیل افزایش سریع قیمت*های نفت در سال*های 1980- 1979 بود. واردات نفت از خلیج*فارس نیز کاهش معتنابهی داشته و از 1.5 میلیون بشکه به 300 هزار بشکه در روز پایین آمد. همزمان، واردات از مناطقی که ممکن بود «مناطق مطمئن» تلقی شوند، یعنی بریتانیا، کانادا، ونزوئلا و مکزیک در فاصله سال*های 1985- 1981 روبه افزایش گذارد، جالب*توجه است که میزان واردات نفت از کشورهای مذکور تقریباً برابر واردات از کشورهای خلیج*فارس بود. در سال* 1985 کمی بیش از 2 درصد نفت ایالات*متحده از خلیج*فارس تأمین می**شد.
«سعودی*ها شیر نفت را باز می*کنند و عراقی*ها با همسایه*های خود درگیر می*شوند». اکنون، دقیقاً در زمانی که خطر متوقف شدن جریان انتقال نفت از خلیج *فارس ظاهراً از میان رفته بود، عربستا*ن سعودی رأساً یک استراتژی اتخاذ کرد که حاکی از شروع دوران جدیدی بود. با این استراتژی، دیگر قیمت*های بالای نفت، اقتصاد ایالات*متحده و سایر اقتصادهای غربی وابسته به نفت را تهدید نمی*کرد و به آن صدمه نمی*زد. تا این موقع عربستان*سعودی به*منظور حفظ و تثبیت قیمت*های نفت مجبور می*شد تولید خود را سریعاً پایین آورد، که از 3.7 میلیون بشکه در 1982 به 3.6 میلیون بشکه در روز در سال 1985 رسانید. اما در ژانویه 1986، عربستان *سعودی از اینکه بار مسئولیت کاهش و محدودیت تولید نفت را به*دوش بکشد خسته شده، لذا تولید خود را به 5 میلیون بشکه در روز رسانید.
بلافاصله پس از این اقدام، قیمت*ها 50 درصد کاهش یافت، قیمت نفت*خام سبک عربی تک*محموله از 27.53 دلار در هر بشکه در سال 1985 به بشکه*ای 12.79 دلار در سال 1986 کاهش یافت. سعودی*ها با انجام این کار ظاهراً امیدوار بودند، که بعضی از اعضای اوپک را، که بیش از سهمیه خود تولید می*کردند تاحدودی تنبیه کنند، همچنین قدرت برخی از کشورهای غیرعضو اوپک را که هزینه تولید ان*ها بالا بود، به*خصوص بریتانیا را در دریای*شمال، تضعیف کند. گرچه این حرکت سعودی*ها در ابتدا در برخی کشورهای غیرعضو اوپک موجب آشفتگی و سردرگمی شد اما نتوانست یک ضربه کاری به دریای*شمال ب**د، چراکه قیمت*های نفت جدید و نازل*آن هنوز بالاتر از هزینه نهایی عملیات تولیدکنندگان بود
گرچه در سال 1987 وضع قیمت*های نفت، هنگامی که اوپک برای اولین*بار سیستم سهمیه*بندی را برقرار کرد، تاحدود کمی بهبود پیدا کرد، اما در سال*های بعد به*دلیل پایین بودن قیمت نفت و عدم رعایت سهمیه توسط برخی از اعضای اوپک، وضع قیمت*های نفت بهتر نشد. به*خصوص کویت سیاست خودخواهانه*ای در بالابردن میزان تولید خود در پیش گرفت. پس از آن*هم تحول غیرقابل*پیش*بینی دیگر؛ یعنی حمله عراق به کویت رخ داد که باعث و بانی آن آمریکا و صدام*حسین، این دیکتاتور بی*رحم ولی یار و متحد خوب ایالات*متحده بود. این تحول هم موجب به*هم ریختن و بی*پایه بودن فرضیات مربوط به نظم*نوین جهانی شد. درحالی*که در این نظم*نوین، فروپاشی شوروی همراه با خاورمیانه*ای که روحیه*ها در آن تضعیف شده و کاملاً حالت انفعالی پیدا کرده بود یک مزیت استراتژیک محسوب می*شد.